قبله که رو به آب باشد،
آب که آبی و زلال باشد،
آسمان که صاف و آفتابی باشد،
رو برویت که درختان سرکشیده به آسمان باشد،
پشت سرت که درختان همیشه سبز سرو و کاج باشد،
همه جا که پر از سکوت طبیعت باشد،
گاه گاهی که پرندهای بخواند،
خورشید که از بین شاخههای درخت چشمک بزند،
نماز که بخوانی،
درخشش آب که چشمهایت را نوازش کند،
زیبایی آنچه که می بینی تو را به خدا نزدیکتر که کند،
چنان خود را در محضر خدا احساس خواهی کرد که گیج و مست می شوی،
دلت میخواهد ساعتها بنشینی، سلام را داده ای، ولی دلت نمی آید نماز را تمام کنی.
اثرش خواهد ماند، به راحتی از یادت نخواهد رفت،
آنقدر که فردای آنهمه زیبایی نمی توانی درس بخوانی،
درخشش خیره کننده آب جلوی چشمانت می آید و وادارت میکند تا بنویسی " قبله که رو به آب باشد ...
سهشنبه ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۰۹
قبله که رو به آب باشد ...
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
11 comments:
نمازت قبول باشه. ولی ما نفهمیدیم که چطور "آنهمه زیبایی" ربطی به درس نخوندن پیدا کرد. تو هم خوب بهانه واسه از زیر درس رفتن پیدا می کنی ها.
ما شبي دست برآريم و دعايي بكنيم...
به به .....
البته گفته شده که احتمالا بدون دوستان صفایی نداره. از ما گفتن.
so nice,yade shere sohrab oftadam,man mosalmanam,gheble am yek gole sorkh....
یاد شعر سهراب افتادم
جانمازم چشمه
مهرم نور
دشت سجاده ی من
نماز زیر سقف آسمون یه چیز دیگه است. تو این مناظری که عکسشو گذاشتین که جای خود دارد.
وای مریمی تو چقدر با احساسی*:
واقعا هیچ چیز به خوبی طبیعت, ادم رو به خدا و به ارامش نزدیک نمیکنه.
خب معلومه که منم دلم خواست!
maryam ye matne jadidi benvis!kheili vaghte chizi nanaeveshti
البته با توجه به جهت آفتاب که در عکس افتاده، به نظر میرسه که نمازتون رو پشت به قبله خونده باشین! (از ما گفتن)
ارسال يک نظر