۱۳۸۷ اردیبهشت ۲, دوشنبه

مست بوی چمن تازه زده

رفته بودم که I20 های دوستام رو به ایران DHL کنم. مشغول پر کردن فرمها بودم که آقای مسوول بهم گفت که نمی تونم به ایران چیزی بفرستم.نمی دونم عصبانی شدم یا غمگین ولی به هر حال این اتفاق باعث شد که این شعر را بگویم. البته من و آفای شوهر خیلی سعی کردیم که وزنش رو درست کنیم. ولی بهتر از این نشد. فکر کنم تقصیر خود شعر بود که بدون وزن جوشیده بود!
..................................................................................
مست بوی چمن تازه زده
برده بودم از یاد
که وطن زندان بود
و ندارد غربت
دست کم از زندان
...
مست بوی چمن تازه زده
برده بودم از یاد
که چه دورم ز همه خاطره ها
و چه نزدیک به آن فاصله ها
...
مست بوی چمن تازه زده
می برم از خاطر
به کدامین علت
میله های قفس این غربت
می شود قد درختان تنومند باغ
...
یاد آن روز بخیر
یاد آن روز که کوچک بودم *
همه دنیا کم و بیش
کوچه ای دورتر از خانه نبود
و کسی در پی تحریمش نبود
...
یاد آن روز بخیر
یاد آن روز که کودک بودم *
مرزهای دنیا
دورتر و دورتر بود
...
مست بوی چمن تازه زده
می توانم برد از یاد *
که اسیرش شده ام
من اسیر مرزهایی بس نزدیک؟
....................................................................
*یه تغییراتی دادم تو شعر با توجه به نظرات

۶ نظر:

  1. ببینم مریم جون! تو کدوم مریمی؟!

    پاسخحذف
  2. Shere besyar zibaei bud, sharmande ke jesarat kardam, ye chizhaei be zehnam resid ke shayd beshe taghiresh dad, vali mosalaman shere shomast va nazare shoma.
    paydar bashid
    baz ham sharmande az jesarati ke kardam

    مست بوی چمن تازه زده
    برده بودم از یاد
    که وطن زندان بود
    وندانستم من
    غربت هم هیچ ندارد
    دست کم از زندان

    مست بوی چمن تازه زده
    برده بودم از یاد
    که چه دورم ز همه خاطره ها
    و چه نزدیک به آن فاصله ها

    مست بوی چمن تازه زده
    می برم از خاطر
    به کدامین علت
    میله های قفس این غربت
    می شود قد درختان تنومند باغ

    یاد آن روز که کوچک بودم
    یاد آن روزبخیر
    همه دنیا کم و بیش
    بود کوچه های دور و بر خانه مان
    و کسی در پی تحریمش نبود


    یاد آن روز که کودک بودم
    یاد آن روزبخیر
    مرزهای دنیا
    دورتر و دورتر بود

    مست بوی چمن تازه زده
    می توان برد از یاد
    که اسیرش شده ام
    من اسیر مرزهایی بس نزدیک؟

    پاسخحذف
  3. خانم يا آقای ناشناس

    ممنون از نظرتون مخصوصا در مورد نيمه دوم شعر.
    کاش خودتون رو هم معرفی می کرديد

    پاسخحذف
  4. سلام مریمی،
    اولش خیلی قشنگ بود. اخرش هم یکمی "چون قافیه به تنگ آید ...." بود.
    anyway, totally, I liked it. keep writing.

    پاسخحذف
  5. khanum Maryam;

    sepas az inke tavajoh kardid be nazare man, va che khub bud agar baz ham ruye in shere ziba kar mikardin.

    paydar bashin

    پاسخحذف
  6. سلام مریم جان! من هم مثل نگار نمی دونم کدوم مریمی... فقط حس می کنم باید هم مدرسه ای بوده باشیم، درسته؟

    پاسخحذف