دوشنبه ۴ مهٔ ۲۰۰۹

هوای تازه

پنجره را باز می‌کنم،
تا هوای تازه ببلعم،
همسایه سیگار می کشد،
سرفه نصیبم می شود.


شاید هم اگر اینطور بنویسمش، بهتر باشد:


پنجرهٔ باز،
هوای تازه،
سیگار همسایه،
نصیب من، سرفه.

6 comments:

احمد گفت...

کدام پنجره؟
کدام همسایه؟

منم
و سیگار
و سرفه های پیاپی
و چای های یخ کرده
در اتاق دم کرده

Roozbeh Daneshvar گفت...

اتفاقا ما هم در مدت کوتاهی که بودیم متوجه بوی سیگار همسایه شدیم!
.
در ضمن قالب نو مبارک!

علی ن گفت...

با شوق نسیم یک نگاهت
تک پنجره ی دلم گشودم
طوفان غمت شکست، افسوس،
آرامش نازک وجودم

حمیده گفت...

ای بابا چقدر بی فرهنگند که نمی دونن جلوی یک خانم محترم اونم از نوع phd نباید سیگار کشید!!!
نمی شه همسادتون ترک کنه سیگارو . اگه نکرد دیگه پاشو بیا ایران!

Maryam's Friend گفت...

دوميش قشنگتر بود.

maryami گفت...

مریمی شاعر شدی؟چند تا بلاگ گذاشتی یه دفعه